نشست بررسي ادبيات عامه پسند و نقش آن در ترويج كتابخواني، با حضور مجيد قيصري، حميد باباوند و عباس كريمي امروز(شنبه) در سراي اصلي اهل قلم بيستويكمين نمايشگاه بينالمللي تهران برگزار شد.
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)، مجيد قيصري، نويسنده رمان باغ تلو ، در نشست بررسي ادبيات عامه پسند ،گفت: برخي معتقدند ادبيات عامه پسند، نقش بسزايي در آشتي مردم با رمان و ادبيات دارد و خوانندگان ادبيات عامه پسند به مرور ذائقهشان تغيير ميكند و به نفع ادبيات جدي كنار ميروند.
وي افزود: البته گسترش بيش از حد ادبيات عامهپسند، موجب ميشود كه به بهره هوشي مخاطب توهين شود، چرا كه در اين گونه ادبي، همه چيز حاضر و آماده به خورد مخاطب داده ميشود و او ديگر نيازي به تعمق در ماجراي داستان ندارد.
قيصري هدف اصلي ادبيات را تربيت مخاطب جدي عنوان كرد وگفت: مخاطب ادبيات بايد به راحتي خوب و بد را از هم تشخيص بدهد و از قوت خلاقه و تعقل بالايي برخوردار باشد.
وي افزود: در ادبيات عامه پسند چيزي به نام تعقل و تأمل وجود ندارد و خواننده پس از مطالعه آثار متعدد ،قوه تعقلش تحريك نميشود و در پي كشف روابط و علت و معلول يك ماجرا نمي رود.
قيصري با بيان اين مطلب كه مضمون بيشتر آثار عامهپسند مشترك است، خاطرنشان كرد: در ادبيات عامه پسند، تعليق و سرگرمي به چشم ميخورد، اما اين موارد هيچ نقشي در افزايش قوه تشخيص مخاطب اين آثار ندارند.
عباس كريمي، روزنامهنگار ، با بيان اين مطالب كه ادبيات عامه پسند به تمام آثار ادبي گفته ميشود كه داستان سادهاي دارند، گفت:در آثار ادبيات عامه پسند، كمتر شاهد شخصيت پردازي هستيم، در اين آثار تيپها برجسته و بزرگنمايي ميشوند.
وي يكي از مولفههاي ادبيات عامه پسند را احساسي بودن اين آثار عنوان كرد و افزود: داستانهاي عامه پسند درمحيط هاي سانتي مانتال كه كمتر جنبه واقعي دارند، شكل ميگيرند و به جاي اينكه داستان مانند زندگي واقعي پيش برود، به پاياني خوش ختم ميشود.
كريمي با اشاره به اين مطلب كه در داستانهاي عامه پسند، هرگز شاهد توصيف و فضاسازي نيستيم، گفت: در اين داستانها همه چيز در حد بيان صرف باقي ميمانند.
وي افزود: ادبيات عامه پسند كه من اين قالب را ادبيات مردمي ميخوانم، مخاطب بسياري را با خود همراه كرده است كه علاوه بر سرگرمي مخاطب، به او چيزهاي متعددي را نيز ميآموزد.
كريمي ادامه داد: ادبيات عامه پسند نيازهاي روزمره مردم را برطرف ميكند و برخي از مخاطبان اين آثار از اين كه خود را جاي شخصيتهاي اين آثار بگذارند، لذت ميبرند.
حميد باباوند ،نويسنده و منتقد ،با بيان اين مطلب كه بيشتر منتقدان، ادبيات عامه پسند را به عنوان نوعي بيماري ميشناسند، گفت: بايد به اين نكته توجه كنيم كه ادبيات عامه پسند گونهاي ادبي است كه مخاطبان خاص خودش را دارد و بايد اين نوع ادبي را به رسميت شناخت.
وي با انتقاد از برخي از منتقدان كه معتقدند مخاطب ادبيات عامه پسند به مرور بايد به جمع مخاطبان فرهيخته بپيوندند، يادآور شد: اگر ادبيات عامه پسند رابه عنوان يك ژانر بپذيريم ،ديگر به مخاطب اين نوع ادبي به عنوان بيمار اشاره نميكنيم و به سليقه و علايق او احترام مي گذاريم.
باباوند با انتقاد از حمايتهاي يكسان از ادبيات عامه پسند و ادبيات فرهيخته گفت: ادبيات عامه پسند مخاطب خاص خودش را دارد و مخاطب اين نوع ادبي اگر قيمت اين گونه آثار ادبي، افزايش پيداكند، باز هم اين آثار را خريداري ميكند، از اين رو بهتر است حمايتهايي كه از اين بخش ميشود ،به ادبيات جدي هم معطوف شود.
باباوند افزود: برخي براساس نوعي موضوع، يك اثر ادبي را طبقهبندي ميكند و مثلاً آثاري راكه موضوع محوري آن عشق است درشمار ادبيات عامه پسندي قرار ميدهند، چنين طبقه بندي موضوعي اصلاً درست نيست، چرا كه برخي از آثار فرهيخته چنين موضوعي دارند، اما در شمار آثار عامهپسند قرار نميگيرند.
وي با بيان اين مطلب كه ادبيات عامه پسند به دنبال پاسخ به نيازهاي عمومي بشر است، گفت: در ادبيات عامه پسند نبايد انتظار داشته باشيم كه پاسخي براي سوال هاي اساسي بشر بيابيم.
اين نويسنده افزود: بسياري از منتقداني كه سراغ نقد ادبيات عامه پسند ميروند، ضعيفترين اين آثار را انتخاب ميكنند، بايد به اين نكته توجه كنيم كه ادبيات عامه پسند نيز آثار نخبهگرا دارد.
باباوند در پايان درباره اينكه چرا ادبيات عامه پسند از سوي نويسندگان جدي گرفته نميشود ،گفت: بيشتر نويسندگان ايراني با گرايش چپ وارد حوزه ادبيات شدهاند و در گرايش چپ همواره در پي پيداكردن كاركرد يك موضوع اند و از اين منظر ادبيات عامه پسند براي آنها كاركردي پيدا نميكند.
