تبليغاتX
قاف - شب محمدحسین محمدی (نخستین شب از برنامه «شب های کابل») برگزار شد

قاف

پايگاه خبري تحليلي ادبيات و هنر

دبیرخانه «شب های کابل»: شب اول محفل ادبی «شب های کابل» با حضور بیش از یکصد و پنجاه تن از فرهنگیان افغان و سخنرانی استادان ادبیات پارسی به منظور بزرگداشت و نقد و بررسی محمد حسین محمدی، داستان نویس و پژوهشگر ادبی معاصر افغانستان روز یکشنبه 20/5/1387 در کابل برگزار شد.

دبیرخانه «شب­های کابل»:

شب اول محفل ادبی «شب­های کابل» با حضور بیش از صد و پنجاه تن از فرهنگیان افغان و سخنرانی استادان ادبیات پارسی در باره آثار محمدحسین محمدی؛ داستان­نویس و پژوهشگر ادبی معاصر افغانستان برگزار شد.

در آغاز این برنامه که یک­شنبه، بیستم اسد (مرداد) ماه روان در دانشگاه کاتب کابل برگزار شد، محمدصادق دهقان، دبیر «شب­های کابل» در سخنانی، با بیان هدف و روند برگزاری «شب­های کابل» گفت: «شب­های کابل، گامی است برای جهت دادن صحیح به فعالیت­های سامان­مند علمی و ادبی از جمله نقد سازنده». او با سپاسگزاری از همکاری مراکز علمی، ادبی، فرهنگی و اجتماعی افغانستان در برگزاری این برنامه، گرامی­داشت سرمایه­های معنوی کشور از جمله نویسندگان و اهل قلم را  یکی از راهکارهای اساسی برای سهم­گیری اهالی دانش، فرهنگ، هنر و ادب افغان در بازسازی ساختارهای فرهنگی افغانستان دانست. دهقان در باره اهمیت فعالیت­های فرهنگی و آثار ادبی محمدحسین محمدی چنین بیان داشت: «این نویسنده معاصر افغانستان سال­هاست در قلمرو داستان­، شعر و ادبیات کودک، پژوهش ادبی، روزنامه­نگاری، فیلم و سینما فعالیت دارد. این تلاش­ها نشان­دهنده روحیه خستگی­ناپذیر محمدی در آفرینش اثر و شناساندن ادبیات داستانی افغانستان به جامعه و دیگر هم­زبانان است». وی در ادامه افزود: «از جهاد اکبری که محمدحسین پنجابی؛ مشروطه خواه افغان در نگارش نخستین داستان­واره افغانستان کرد، تا جهاد اکبری که محمدحسین محمدی؛ نویسنده جوان افغان برای زنده نگاه داشتن ادبیات داستانی افغانستان در آشفته بازار کنونی انجام داده، سال­ها فاصله افتاده است، ولی این کار ارزشمند در خاطره پویای ادبیات کشور ما ماندگار خواهد شد».

 

در ادامه، استاد محمدحسین وحیدی، مدیر تحقیقات علمی دانشگاه کاتب، با خوش­آمدگویی به حاضران، در سخنان کوتاهی چنین گفت: «بی­شک، همه دلسوزان کشور ما در دوران بازسازی باید در پی احیای سنت­های نیکوی جامعه در احترام به اندیشه­های متفاوت؛ نکوداشت جایگاه اهل دانش، فرهنگ و ادب و توجه دقیق به فرهنگ نقد سازنده باشند. زیرساخت­های علمی و فرهنگی در یک جامعه از مهم­ترین بناهای رشد و توسعه آن اجتماع به شمار می­روند. به همین دلیل، چه نیکوست اگر نخبگان علمی این کشور در هر سمت و جایگاهی که هستند، برای بنیان نهادن طرح تازه­ای در راستای بازسازی این زیرساخت­ها سهم بگیرند؛ که فردا دیر است».

 

پس از آن، بانو محبوبه ابراهیمی؛ شاعر افغان، پیام حسین سناپور؛ داستان­نویس و منتقد ادبی معاصر ایران را خواند که برای محفل ادبی «شب­های کابل» فرستاده بود. سناپور در این پیام آورده بود: «‌واقعيت اين است كه در اين دو سه دهه، تصاويري كه خبرگزاري‌هاي جهاني از كشورهاي افغانستان و ايران به مردم جهان ارایه كرده‌اند، ‌جز خشونت و جنگ نبوده است ‌و به گمان من، بعد از يكي دو دهه سكوت، تازه اهل فرهنگ و هنر، جلودار تغيير تدريجي نگاه مردم جهان به اين دو كشور شده‌اند. چه بسا هميشه هم جز اين نبوده است كه ادبيات و هنر واقعي، بيش‌تر و عميق‌تر از  هر ابزار ديگري توانسته‌اند روح و هويت واقعي مردم خود را به ديگران نشان بدهند».

 

این منتقد ادبی ایران در ادامه پیام خود افزوده بود: «مجموع كارهای محمدی ‌باعث شده است كه اكنون در ذهن داستان‌خوانان ايران، نام محمد حسين محمدي در كنار نام دوست ديگرم، محمد آصف سلطان‌زاده بنشيند، به عنوان چهره‌هايي مهم از داستان‌نويسي امروز افغان‌كه توانسته‌اند دست‌كم داستان‌خوانان ايران را با روي ديگري به جز تصاوير خشك خبري خشونت‌بار ارسالي خبرگزاري‌ها از افغانستان،‌آشنا كنند.

 

مي‌دانم كه در داستان‌هاي محمدي و سلطان‌زاده هم خشونت به ناگزير تصوير شده است، ‌اما نه تصويري سطحي و يك‌سويه از خشونت، بلكه نمايش دقيقي از تأثير خشونت بر روح و روان مردم؛ مردمي كه جز زند‌گي و آرامش، چيزي نمي‌خواهند و در درون،‌ مدام در حال پس‌ زدن و انكار خشونتند».

به باور سناپور، «براي داشتن صلح و آرامش، ملت‌هاي ما  چاره­ا‌ي ندارند جز تقويت داستان‌نويسي و ساير رشته‌هاي هنري خود‌ و فراهم آوردن امكانات بيش‌تر و به‌تر براي نويسند‌گان بااستعدادي هم‌چون محمدي،‌ تا آثارشان، سفيران واقعي فرهنگ‌شان در همه جاي جهان باشند».

آنگاه نوبت به سخنرانی استاد محمداعظم رهنورد زریاب، نویسنده بزرگ افغانستان رسید. استاد رهنورد زریاب با برشمردن تاریخچه فشرده­ای از ادبیات داستانی کشور و نیز رویکردهای شماری از اهالی ادبیات مانند محمود طرزی، محیی­الدین انیس، حیدر ژوبل، اسدالله حبیب، پویا فاریابی، نسیم نکهت سعیدی، علی رضوی، لطیف ناظمی و حسین فخری در پرداختن به فرهنگ داستان­نویسی، کار محمدی را بزرگ دانست. وی در بخشی از سخنانش چنین گفت: «محمدحسین محمدی، این چهره اندیشه­گر و پرکار را بی­گمان، همه فرهنگیان و ادبیات دوستان کشور می­شناسند. محمدی به گونه کارشناسانه در زمینه معرفی ادبیات داستانی ما کار کرده است و حاصل این کار هم همین «فرهنگ داستان­نویسی افغانستان» است. به یقین، جای یک فرهنگ موضوعی ادبیات داستانی در کشور ما خالی بود و دست رسا و پرتوان محمدی این کار را رقم زد. با نظرداشت اصول، پرداختن به چنین امر بزرگی، نباید کار یک پژوهشگر باشد و چنین کاری را باید نهادها و گروه­های پژوهشگر انجام دهند. با این حال، باید شادمان باشیم و نیز از محمدی فرزانه­مان، سپاس­گزار که ما را دارای فرهنگ داستان­نویسی ساخته است و این فرهنگ ارجمند می­تواند کار پژوهشگران را بسی سهل و آسان سازد».

رهنورد در ادامه افزود: «نگاه نقادانه، بی­گمان، ضرورت است، ولی ما غالبا نگاه نقادانه را درست نمی­شناسیم و خرده­گیری­ها را به جای آن می­گیریم. از همین رو، من عمدا می­خواهم بگویم که در این کتاب محمدی، جز حسن و ملاحت، چیزی ندیدم و به این نیز باور دارم که اگر نقیصه و کمبودی در این کتاب باشد، محمدی، خود این نقیصه­ها و کمبودها را دریافته است و به یقین که می­تواند در چاپ­های بعدی، آن­ها را از میان بردارد و جبران کند. پس جا دارد که در این جا، سپاس خودم را به خاطر رنج­هایی که محمدی در نوشتن این کتاب برده است، ابراز بدارم و ستایش­ها و آفرین­های خودم را نثار او کنم».

حسین فخری، نویسنده و داستان­نویس برجسته افغانستان، سخنران دوم برنامه «شب­های کابل» بود که به نقد و بررسی رمان «از یاد رفتن» پرداخت. وی در این باره گفت: «نویسنده در پرداخت صحنه­ها به ترسیم تصویر کلی زندگی سیدمیرک شاه آغا بسنده می­کند و طرح و تصویر جزء به جزء واقعیت عذاب­آور از حوصله­اش بیرون است. قلمش به همه روزنه­های زندگی شخصیت­ها سر نمی­کشد. در ذهن درمند و علیل راوی، کاوش چندانی نمی­کند. از گذشته و ریشه­های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی، مطلب زیادی عاید خواننده نمی­کند. به پیچیدگی­ها و ابهام و بلهوسی­های فنی و عمق و غنای محتوایی که این سال­ها بجا و بی­جا رواج یافته است، نمی­گراید و در عوض، در بخش اعظم اثر خود، خلاصه­گویی، صراحت و تطابق رخدادها با واقعیت را اساس کار قرار می­دهد».

فخری در بخش دیگری از سخنانش چنین بیان داشت: «سبک محمدی در این اثر، از حیث سادگی و روانی، جلب نظر می­کند. وقتی کتاب از یاد رفتن را می­خوانیم، ممکن است تصور کنیم هنر این قصه برای همه قابل فهم است، ولی طرد زیب و زیور لزوما دلیل عدم قابلیت نیست و در هنر، گه­گاهی، راهی دشوارتر از تسخیر سادگی وجود ندارد».

محمود جعفری، شاعر، نویسنده و پژوهشگر جوان افغان، سومین سخنران برنامه بود که نقش محمدی را در ادبیات کودک افغانستان بررسی کرد. او از دو زاویه کلی؛ یعنی بعد درونی و محتوایی و بعد بیرونی و تکنیکی به بررسی آثار محمدی در قلمرو شعر و داستان کودک پرداخت. 

در میان برنامه، فیلم اهدای جایزه بنیاد گلشیری به محمدحسین محمدی پخش شد. جایزه یادشده را نمایش­نامه نویس و کارگردان بزرگ سینمای ایران؛ بهرام بیضایی به محمدی تقدیم کرده بود.

در ادامه برنامه، بانو منیژه باختری، استاد دانشگاه کابل و منتقد ادبی افغانستان، در سخنانی به جایگاه «زن» در آثار محمدی پرداخت. وی نگاه محمدی به زن را بیانگر آشنایی ژرف و دقیق او با شرایط اجتماعی و تاریخی افغانستان دانست و گفت که حضور کم­رنگ زن در جامعه داستان­های محمدی، واقعیت حقیقی ماست که محمدی آن را به درستی نشان داده است.

آن­گاه محب بارش؛ دیگر استاد دانشگاه کابل در سخنان کوتاهی گفت که در برابر کارهای سترگ محمدی در ادبیات افغانستان باید تمام قد ایستاد.

در پایان نخستین شب از «شب­های کابل»، محمدحسین محمدی در سخنانی، با سپاس­گزاری از برگزارکنندگان چنین برنامه­ای، اظهار خوشحالی کرد که تلاش­های طاقت­فرسایش در طول سال­ها به ثمر نشسته و خوانندگان و منتقدانی صبور یافته است. او گفت که از این پس، با انرژی بیش­تری به کارهای خود ادامه می­دهد. با این حال، وی افسوس خورد که آثار ادبی­اش در زمینه ادبیات کودک را کودکان ایرانی، ژاپنی و آلمانی خوانده، ولی کودکان افغانستان از آن بی­بهره ­مانده­اند و اظهار امیدواری کرد که این کاستی نیز با همکاری نهادهای فرهنگی و ناشران دلسوز افغانستان برطرف شود.

گزارش کامل را اینجا ببینید و بخوانید

+ نوشته شده در  87/05/22ساعت   توسط   |