تبليغاتX
قاف - رضا رئيسي: بسياري از مسؤولان فرهنگي دغدغه‌ي ادبيات ندارند

قاف

پايگاه خبري تحليلي ادبيات و هنر

رضا رئيسي معتقد است: بسياري از مسؤولان فرهنگي دغدغه‌ي ادبيات ندارند و در دهه‌ي 80، اعتماد نسبت به ادبيات داستاني كم شده است.

اين داستان‌نويس در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در نگاهي به ادبيات داستاني دهه‌ي 80، گفت: فكر مي‌كنم وقتي دهه‌ي 80 تمام شود و به گذشته برگرديم و بخواهيم اين دهه را ببينيم، مي‌توانيم جامع‌تر و كامل‌تر درباره‌ي اتفاق‌هاي ادبيات داستاني اين دهه صحبت كنيم. در هر حال، شروع دهه‌ي 80، شروع خوبي بود؛ به دليل كارهايي كه در حوزه‌ي ادبيات داستاني ارائه شد؛ ولي به مرور زمان، با تغيير و تحولي كه ايجاد شد، مي‌شود گفت، ما يك عقب‌گرد داشتيم؛ يعني تا مميزي‌ها آمد سر و سامان گيرد و به هرحال، تا اوضاع تثبيت شود، تأخيري در سامان‌دهي نشر به وجود آمد؛ بويژه بازنگري‌ها و مميزي كتاب‌هاي ادبيات داستاني سبب تأخيرهايي شد، كه اين تأخيرها به راحتي جبران‌پذير نيست و نمي‌شود گفت كه حالا مي‌شود آن‌ها را جبران كرد. بالأخره هرچه ما عقب مي‌افتيم، اين ادبيات داستاني كشور است كه عقب مي‌افتد و البته هنوز هم به نظر مي‌رسد ما مقداري به لحاظ محتوا يا تكنيك، دچار افت شده‌ايم.

او در ادامه تصريح كرد: نويسندگان آن‌طور كه بايد، به نسبت اواخر دهه‌ي 70 و اوايل دهه‌ي 80 براي نوشتن راحت نيستند. هرچند يكي دو سال اوايل دهه‌ي 80 بهتر بود؛ اما هرچه‌قدر به جلوتر آمديم، با مقداري تنگ‌نظري‌ها مواجه شديم كه سبب شد بسياري از كارهايي كه مي‌بايست انجام شود، به سر و سامان نرسد و عده‌اي از نويسندگان به آن‌ها نپردازند. روي هم رفته، به نظر مي‌رسد در حوزه‌ي ادبيات داستاني اين دهه دچار افت‌ايم و نمي‌دانم اين تا كي ادامه پيدا مي‌كند.

نويسنده‌ي «قطار 57» درباره‌ي دغدغه‌ي نويسندگان و مضمون‌هايي كه در آثار خود به آن‌ها پرداخته‌اند، نيز متذكر شد: مضمون آثار هر نويسنده‌اي، دغدغه‌هاي ذهني آن نويسنده است و نويسنده با معضلات و مشكلاتي كه برخورد مي‌كند، ذهنش به آن‌ها مشغول مي‌شود؛ ولي مهم اين است كه اين دغدغه‌ها گونه‌اي اعتراض و دل‌نگراني است كه طرف احساس مي‌كند بايد حرفش را بزند و يك چيزي گفته شود، كه گفته نمي‌شود؛ بنابراين نمي‌توانم با تأكيد بگويم كه دغدغه‌هاي نويسندگان در اين دهه، دغدغه‌هاي سياسي يا اجتماعي بوده‌اند. درواقع، براي اين تقسيم‌بندي بايد برگرديم به اين‌كه ببينيم ذهنيت هركدام از نويسنده‌ها نسبت به مسائل اجتماعي چه بوده است.

به اعتقاد رئيسي، هرچه نويسندگان پيش‌تر مي‌روند، بعد حمايتي و مالي قضيه رنگ مي‌بازد كه باعث مي‌شود نويسندگان كم‌تر در عرصه‌ي نوشتن ظاهر شوند. اين دردي است كه هميشگي است و متأسفانه هيچ‌وقت در مملكت ما نويسندگي شغل به حساب نمي‌آيد. البته در قالب شعار هست؛ ولي عملا انجام نمي‌شود و مگر يك نويسنده چه‌قدر درآمد دارد كه بايد پنج‌درصد آن را ‌هم به صورت ماليات به اين و آن بدهد؟ درواقع، يكي از معضلات اصلي نويسندگان، معضل مالي است.

اين نويسنده‌ي دفاع مقدس يادآور شد: البته نويسندگان سفارشي و سفارشي‌نويس بحث‌شان فرق مي‌كند، كه اين‌ها نويسنده نيستند؛ چون كسي كه نويسنده است، اين‌طور نيست كه جيره‌بگير جايي باشد. از طرفي هم نويسنده همين‌كه بخواهد براي دلش بنويسد، به مشكل برمي‌خورد و بايد شغل ديگري در كنار نوشتن داشته باشد، كه اگر به دنبال آن شغل برود، ديگر نمي‌تواند به نويسندگي‌اش بپردازد.

او افزود: ما در اين دهه، كارهاي متنوع و خوبي را شاهد بوديم؛ يعني يك‌سري كارهاي متنوع ديدم و يك‌سري جوان‌ها، كه به هرحال پا به عرصه گذاشتند و شروع كردند به نوشتن؛ منتها مسأله اين‌جاست كه ببينيم اين‌ها چه‌قدر تداوم دارند و تا كجا مي‌توانند ادامه دهند.

رئيسي عنوان كرد: با توجه به اين‌كه ما سياست روشني نداريم؛ يعني خط قرمزهاي روشني نداريم و از سويي هركسي براي خودش كار مي‌كند، كه حالا يكي كارش انجام مي‌شود يا يكي انجام نمي‌شود، همه‌ي اين‌ها نشان مي‌دهد هنوز ثبات به دست نياورده‌ايم. البته نگراني هم نيست؛ به هرحال، بخواهيد يا نخواهيد، اين شكل كار هميشه وجود داشته است كه برخي به يك ورطه‌ي افراطي‌گري مي‌رسند و در يك موضوع خاص آن‌قدر فرو مي‌روند كه ديگر به هلاكت مي‌رسند و برخي هم البته رفته‌رفته به يك تعادل مي‌رسند. اما به نظرم، اين دسته اتفاق‌ها در بين نويسندگان جوان‌تر جاي نگراني‌ ندارد.

او در بخش ديگري از صحبت‌هايش گفت: اما چيزي كه در اين دهه ديدم، اين است كه بچه‌هاي اهل قلمي كه توانمندي نويسندگي دارند، به سفرنامه‌نويسي مي‌افتند و كسي كه يك كار را خوب انجام داده است، به نوشتن سفرنامه‌ي شخصيت‌ها مي‌پردازد. سفرنامه را مانند هر كاري به اهلش واگذار كنند و براي كسي كه خودش را تثبيت كرده است، به عنوان كسي كه مي‌تواند تفكري مستقل داشته باشد و مي‌تواند خالق باشد، اين كار تا حدودي نامناسب است، كه اين اتفاق در دهه‌ي 80 افتاد.

رئيسي همچنين گفت: يكي از دغدغه‌هاي خودم، بحث ادبيات بوده است. به هرحال، بايد دهه‌هاي مختلف را ارزيابي كنيم و ببينيم نسبت به گذشته افت داشته‌ايم يا نه. به نظرم، مشكل عمده‌اي كه داريم، اين است كه بسياري يا بخشي از مسؤولان فرهنگي دغدغه‌ي ادبيات ندارند و آيا اين‌كه ادبيات در جغرافياي جهاني‌اش جايگاهي پيدا كند يا نكند، اصلا مهم نيست. به خاطر همين هم مي‌بينيم كه سوء‌استفاده‌هايي در اين حوزه مي‌شود. با نگاهي به ترجمه‌ي آثار زبان‌هاي ديگر به زبان فارسي، مي‌بينيم جوي ايجاد شده كه بيش‌تر به ترجمه‌ي آثار ادبي سال‌هاي دهه‌ها‌ي 40 و 50 توجه شود. در آثار ادبي ترجمه‌شده در سال‌هاي اخير، مثلا به كارهاي داستايوفسكي بسيار توجه مي‌شود و هيچ ايرادي هم ندارد؛ اما به هرحال، بايد با ادبيات جديد دنيا هم آشنا شويم. ما در دنيا مي‌بينيم كارهاي جديدي عرضه شده؛ اما در داخل چه‌قدر اين ادبيات جديد رشد كرده است؟ با دقت در آثاري كه در اين‌ سال‌ها عرضه مي‌شود، مي‌توان فهميد كه ضعف و مشكلي وجود دارد و اعتماد نسبت به ادبيات داخل تا حدودي كم شده است.

+ نوشته شده در  87/05/22ساعت   توسط   |